فروشگاه

10 فيلم برتر اسكار سال 2013

قیمت: 7,500 تومان تعداد: 2 dvd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

نرم افزار مشاهده شبكه هاي دنيا

قیمت: 5,500 تومان تعداد: 1 cd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

آموزش رفتارهاي زناشويي

قیمت: 5,500 تومان تعداد: 1 dvd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

30 مستند جنجالي ايران

قیمت: 15,500 تومان تعداد: 5dvd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

مستند حمله حیوان به انسان

قیمت: 4,500 تومان تعداد: 1 cd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

بره ناقلا

قیمت: 3,800 تومان تعداد: 1 dvd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

فيلمهاي خنده دار

قیمت: 13,000 تومان تعداد: 6 dvd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

از زيرزمين تا بام طهران

قیمت: 5,900 تومان تعداد: 1 dvd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

اشعار زیبا به مناسبت ولادت امام جعفر صادق (ع)

اشعار ولادت امام جعفر صادق (ع) به همراه چهل حدیث از امام جعفرصادق

اشعار زیبا به مناسبت ولادت امام جعفر صادق (ع)

بر شیعه ز حق رهبر لایق آمد

تابنده ترین نور حقایق آمد

از نسل محمد و علی و زهرا

صادق پسر حضرت باقر آمد

*******************

امشب که صفا با دل و جان همراه است

هنگام طلوع آفتاب و ماه است

هم جشن ولادت امام صادق

هم عید محمد ابن عبدالله است

******************

گویم ز امام صادق این طرفه حدیث

تا شیعه او به لوح دل بنگارد

فرمود که بر شفاعت ما نرسد

هر کس که نماز را سبک بشمارد

********************

مذهب جعفری و ملت احمد دارم

لله الحمد که این دولت سرمد دارم

من زخود هیچ ندارم که بر آن فخر کنم

هر چه دارم همه از آل محمد دارم

**********************

گل بپاشید که عید آمده است

شیعیان عید سعید آمده است

عشق در سینه چدید آمده است

نور خلاق مجید آمده است

ز عنایات خداوند غفور

شهر یثرب شده در هاله نور

باقر حلم پیمبر مسرور

خانه اش به بود از وادی طور

هفده ماه ربیع المولود

نیر برج ولا چهره گشود

غم ز دلهای محبان بریود

وجد و شادی به دل ما افزود

گلی از گلشن طاها بدمید

که شمیمش به دل ما بوزید

مذهب شیعه از او گشته پدید

پرده جهل و ضلالت بدرید

” ابوالفضل آسمانی “

====================
شعری از حاج غلامرضا سازگار (میثم) در مدح امام صادق
ای روح صداقت از دم تو
ای گوهر علم از یم تو
زیبندة توست نام صادق
الحق که تویی امام صادق
بر هر سخنت ارادت علم
در هر نفست ولادت علم
میلاد تو ای ولیّ سرمد
شد روز ولادت محمد
در هفدهم ربیع­الاول
شد نور تو بر زمین محوّل
از صبح ازل امام علمی
تا شام ابد تمام علمی
دانش ز دم تو راست قامت
استاد علوم تا قیامت
قرآن به دم تو خو گرفته
ایمان ز تو آبرو گرفته
با نطق تو زنده تا قیامت
توحید و نبوت و امامت
ای در دهنت زبان قرآن
قرآن همه جان، تو جان قرآن
روید چو به بوستان شقایق
از لعل لبت دُر حقایق
وصف تو هماره بر لب ماست
راه و روش تو مکتب ماست

با تو همه جا مدینة ماست
این گفت تو نقش سینة ماست:
“هرکه شمرد سبک صلاتش
فردا نبود ره نجاتش”
دور است ز خط طاعت ما
بر او نرسد شفاعت ما
تو مخزن علم کبریایی
تو وارث ختم الا­نبیایی
حق را نفس تو نوشخند است
قرآن به دمت نیازمند است
قرآن که دُر کلام سفته
با نطق تو حرف خویش گفته
هر آیه که جبرئیل آرد
بی­نطق شما زبان ندارد
او راه و شما چراغ راهید
ناگفته و گفته را گواهید

تو بر تن پاک علم، جانی
استاد مفضّل و ابانی
دانشگه نور حق، پیامت
صدها چو زراره و هشامت
دارند جهانیان بصیرت
از مؤمن طاق و بوبصیرت
ای زندگیم هدایت تو
دین و دل من ولایت تو
مهر تو همه عقیدة من
مشی تو مرام و ایدة من
روزی که گِل مرا سرشتند
بر لوح دلم خطی نوشتند
این خط نوشته را بخوانید
من جعفریم همه بدانید
دلباخته­ای ز اهل بیتم
خاک ره عبدی و کُمیتم

فریاد دوازده امامم
نور است به هر دلی کلامم
باشد که به خاک پای میثم
“میثم” بشود فدای میثم
منبع : سایت مدایح
=========================
اشعار ولادت وسرودهای مولودی امام صادق (ع)

قطعه و مفرد

چراغان
ای خدا امشب چراغان کرده ام این سینه را
تا که دلدارم امام صادق آن جا پا نهد

رباعی و دوبیتی

مکتب
سینه امشب به زمزمه آمد
لطف یزدان سوی همه آمد
صاحب مکتب تشیّع ما
صادق آل فاطمه آمد

بهار
دلدار برای دلِ قرار آورده
شادیم که از هزار هزار آورده
بر دست پدر دسته گلی در نجواست
انگار بهار ما بهار آورده

اشعار عروضی

نوش
دلا امشب سبو را پر ز می کن
حریم منزل و میخانه طی کن
به حق امشب که حق من را ندا داد
تو را نرخی فزون‌تر از طلا داد
خم از ابرویمان یکباره وا کرد
میان میکده ما را رها کرد
به جان تشنه‌ام  آب سبو داد
مرا با ساقی و میخانه خو داد
درون سینه‌ام مِهری نهان کرد
که وصف حال او کی می‌توان کرد
بگفتا آید از این در نگاری
که دارد عاشقان بی‌شماری
کنون ساقی و من بر یک قراریم
خمارِ مقدمِ سبزِ نگاریم
درون میکده هر کس به دستی
قدح را پر نموده بهرِ مستی
ولی ناگه تمام هستی آمد
کمالِ لحظه‌های مستی آمد
پیاله دست من، دستش سبویی
نسیمِ عاشقی آمد چه بویی
خدایا آن که گفتی رخ عیان کرد
تمام غصه‌هایم را نهان کرد
خدایا آن که گفتی برده هوشم
فقط از دست او باده بنوشم
چرا که پیر میخانه فقط اوست
شراب عشق و پیمانه فقط اوست
قلندرگونه باید رو به او کرد
برای دیدنش صدها وضو کرد
همه، عالم شده دیوانه‌ی او
منم مستِ میِ میخانه‌‌ی او
دگر می از کفِ ساقی نگیرم
سراغی از میِ باقی نگیرم
چرا؟ چون نوش کردم با حقایق
تمامِ عمر از صهبای صادق

شقایق
شبِ میلادِ و بر برگِ شقایق
نوشته نام زیبای تو صادق
رئیس مذهب پاکِ تشیّع
تو بر دل آشنا کردی حقایق
در آن گمراهیِ سختِ زمانه
ز تو تفسیر شد قرآن ناطق
اگر اکنون علی را دوست داریم
همه از زحمتت گردیده لایق
به هر بزم سؤالِ فقه و علمی
ز پاسخ‌های خود گشتی تو فائق
اگر ای پاسدار دین نبودی
کجا بود این همه عشق و علایق
بدان تا حشر ای شیخ الائمه
بوَد مدیون درسِ تو خلایق

اشعار نو

در حال آماده سازی …

ذکر و سرود

عشق
شبِ میلادِ تو مولا، شبِ عشقِ و شورِ یاره
عاشقِ شیعه در این شب به کسی کاری نداره
فقط از تو ـ می‌گه مولا ـ همه‌ی کارش همینه
می‌خواد امشب ـ واسه یک بار ـ ببری اون و مدینه
یا امام صادق ـ مولا امام صادق (۲)
کمی از صدق و صفات و، به دل ما گر بریزی
تو که دنیای کمالی، کم نمی شه از تو چیزی
می‌خوام امشب ـ تا بتونم ـ شیعه‌ی عشقِ تو بمونم
آخه آقا ـ تا جوونم ـ می‌خوام نامت رو بخونم
یا امام صادق ـ مولا امام صادق (۲)

ستاره
آینه وشمعدون، گل و گلاب دون، هر ملکی داره می‌یاره
ساغر و جامی، شهد و شرابی، هر کدومش دستِ ستاره
نوشته رو برگِ گلِ شقایق
خوش آمدی خوش آمدی یا صادق
هدیه‌ ای از آسمونه
مادر تو چشماش می‌خونه
از لحظه‌ای که اومده
امامِ باقر خندونه
یا سیدی یا سیدی امام صادق مددی (۲)
هر کی نظر بر، روی مهش کرد، کارِ دلش سوز و گدازه
همه می‌دونه، امام صادق، مکتب شیعه رو می‌سازه
یه روز می‌آد سختی‌ می‌شه چه آسون
با همّتش شیعه می‌شه فراوون
عالمی گشته مستِ تو
قربون بود و هستِ تو
بینانگذارِ مذهبم
فدای نازِ شصتِ تو
یا سیدی یا سیدی امام صادق مددی (۲)

شور و بحر طویل

مولا امام صادق (۴)
دلم می‌خواست که امشب و مدینه مهمونت بودم
کنارِ قبرِ خاکی‌ات، خودم غزل خونت بودم
دلم می‌خواست با اشک چشم برات چراغونی کنم
مثلِ همین لحظه آقا برا تو مجنونی کنم
کاشکی بیای امشب رو به حال من نظر کنی
یه شب ز کوچه‌ی دلم یه لحظه‌ای گذر کنی
یه امضاء روی این دلِ میون این سینه بدی
با خنده‌های دلربات جوازِ مدینه بدی

منبع: وبلاگ حسن فطرس

======================

شعر میلاد حضرت محمد(ص) و امام صادق (ع) – (اى به ذکر روى تو، تسبیح گردان ماه و مهر )

اى به ذکر روى تو، تسبیح گردان ماه و مهر

وى به روز و شب جمالت را ثناخوان ماه و مهر

با خیالت رو به ذکر یاجمیل آورده اند

بیش ازین در آتش حسرت مسوزان ماه و مهر

آسمان با صدهزاران دیده مى جوید تو را

رونما، تا رونما آرد به دامان ماه و مهر

در حجاب نور مستورى، ولى با این همه

با نگاهى دل ز کف دادند آسان ماه و مهر

از فروغ روى تو هفت آسمان روشن شده ست

اى رخت را روز و شب آیینه گردان ماه و مهر

چشمشان در خواب هم هرگز نبیند خواب را

در رخ تو مات و حیرانند اینسان ماه و مهر

مدّعا را با دو شاهد آسمان اثبات کرد:

از سحرخیزان و از شب زنده داران، ماه و مهر

در گذرگاه تجلّى اى فروغ لایزال

با دو جلوه از تو شد اینسان فروزان ماه و مهر

با تو رونق نیست بازار مه و خورشید را

بِهْ که تا نگشوده بربندند دکّان ماه و مهر

رزقِ نور کهکشان ها در فروغ حسن تست

اى دو قرصِ نان تو را بر خوانِ احسان، ماه و مهر

دورباش چشم بد را نیست حاجت، تا که هست

مجمره گردان فلک، اسپندریزان ماه و مهر

کهکشان در کهکشان گسترده طیف نور او

ذرّه اویند در گردون فراوان ماه و مهر

چون رُخش را گاه مه خوانند و، گاهى آفتاب

زین شرف ساید سر خود را به کیوان ماه و مهر

چشم من ماتِ جمال مصطفى بادا، که هست

اندرین آیینه سرگردان و حیران، ماه و مهر

اى شبستان تجلّى از تو روشن همچو روز

وى به یمن جلوه ات این گونه رخشان ماه و مهر

کرده میلاد تو را با حضرت صادق قرین

تا خدا امشب کند با هم نمایان ماه و مهر

شایگان آورده، گنج شایگانم آرزوست!

اى به چرخِ جود تو رخشان هزاران ماه و مهر

اى به درگاه جلالت چار ارکان خاکبوس

هفت اختر مشعل افروز و، دو دربان: ماه و مهر

از سر «پروانه» خود سایه رحمت مگیر

هست تا در سایه مهرت خرامان ماه و مهر

(محمّد على مجاهدى «پروانه»)

=========================

ولادت امام صادق :
به هر کرانه سر زده روشنی صبح امید

باد بهار عاشقان ، به جانب چمن وزید

ز مشرق طلوع نور ، صبا رسد به صد نوید

به گوشه‌ی بنفشه زار ، یک گل تک دانه دمید

گلی که چشم دو جهان ، شبیه او دگر ندید

ز آسمان ز کهکشان ، زمزمه می رسد به گوش

کسی به جمع قدسیان ، نمانده ساکن و خموش

عیان شده ز بی نشان ، نشان جنبش و خروش

داده سبو بر همگان ، ساقی مستِ مِی فروش

هر که در این دایره بود ، کوثر ناب سرکشید

میان باغ و گلسِتان ، گل یگانه می رسد

نور زمین و آسمان ، در این میانه می رسد

در شب تار اختران ، ماه زمانه می رسد

عشق از آن سوی جهان ، بدین بهانه می رسد

که در طریق دلبری ، دلبر دلبران رسید

کسی که شد ز غمزه اش ، طریق دلبری تمام

همان که جمع انبیاء به حضرتش دهد سلام

هم او که چشم مست او ، ربوده دل ز خاص و عام

در شب میلاد نبی ، ز بیت پنجمین امام

جلوه نموده عالمی ، که عالمش شده مرید

خدا نموده در رُخش ، تجلی دوباره ای

هر دو جهان به امر او ، به غمزه و اشاره‌ای

که دم به دم ز روی او ، به خود کند نظاره ای

عصمت و نور هشتمین ، یا ششمین ستاره ای

که در سپهر سروری ، خدای عشق برگزید

او که به صد یوسف مصر ، درس جمال می دهد

به انبیاء و اولیا ، شرح کمال می دهد

به هر زلیخا ز شعف ، شوق وصال می دهد

چهره او به آرزو ، شور خیال می دهد

زآن که خدای روی خود ، به وجه صادقش کشید

بگو یا یاس و نسترن ، عطر شقایق آمده

ز رحمت و لطف خدا ، هرآن چه لایق آمده

به جسم بی روح زمان ، جان خلایق آمده

ز نسل پاک فاطمه ، حضرت صادق آمده

خدا کسی به صدق او ، به خلقتش نیافرید

راستی از صداقتش ، کرم رهین منتش

نم نم باران وجود ، بارش ابر رحمتش

سخاوت و بخشش و جود ، سائل یک کرامتش

خلقت کل ماسوا ، به خاطر ولایتش

تمام آفرینش از ، محبتش شده پدید

مست شود حور و ملک ، ز نغمه های یاربش

درس ولایت است و عشق ، زمزمه های مکتبش

اختر و ماه و کهکشان ، چراغ کوچک شبش

هم او که ذکر فاطمه ، بوده دمادم به لبش

بدین جهت از دولبش ، کوثر ناب می چکید

به پیش نور روی او ، شرم نموده مهر و مه

به پای درس و بحث او ، خضر و خلیل طفل ره

یکسره یغما ببرد ، دل به دو چشمان سیه

هر که شود محب او ، نماندش هیچ گنه

سوی گناه کی رَوَد ، آن که محبتش چشید

ز چشم مشکین و لبش ، ز ابروی کمان مگو

برای سجده پیش او ، ز اهل آسمان مگو

ز مستی زیارتش ، به جمع قدسیان مگو

که گفتی نباشد آن ، چه عشق شد نهان ، مگو

اگر خدا جلوه کند ، چگونه شرح می دهید

هرکه به درگه اش رسد ، شود همه دست نیاز

به موسم ولادتش ، خدا به او نموده راز

به پیشگاه حق خودش ، لب به نیاز کرده باز

به لحظه شهادتش ، کند سفارش به نماز

به رسم عشق جان دهید ، تا که ولایش بخرد

ولادت امام جعفر صادق (ع)
ماه سرور و شادی بهر خلایق آمد

میلاد باشکوه ، امام صادق آمد

حجت کبریا ششمین مقتدا

آمد خوش آمد آمد خوش آمد

به هفدهیمن روز ، ماه ربیع المولود

درهای رحمت را حق ، بر وی عالم بگشود

سبط خیر الانام رهبر خاص و عام

آمد خوش آمد آمد خوش آمد

بروز ولادت ، جدش رسول خاتم

جعفر ابن محمد ، شد جلوه‌گر در عالم

زاده مرتضی کنز جود و سخا

آمد خوش آمد آمد خوش آمد

به مکتب اسلام آن ، بزرگ استاد آمد

چون جد خود پیغمبر ، برای ارشاد آمد

نجل حبل المتین سرور ملک دین

آمدخوش آمد آمد خوش آمد

ماهی که نازد بر او ، رکن و صفا و مروه

طالع شد از دامان ، مادرش اُم فروه

رئیس مذهب است حامی مکتب است

آمد خوش آمد آمد خوش آمد

ششم ولی داور ، چون در جهان ظاهر شد

روشن دل و چشمان محمّد باقر شد

(قاریا) گو درود منبع علم و جود

آمد خوش آمد آمد خوش آمد

میلاد دو رهبر
عید فرخنده دو رهبر مبارک

مولد صادق و پیمبر مبارک

موسم شادی مسلمین رسیده

مهر روی نبی سر زد از سپیده

صبح صادق دگر از افق دمیده

دو میلاد پاک و مطهّر مبارک

از سما میرسد نغمه یا احمد

بر لب حوریان ذکر یا محمد

خاتم الانبیا بدنیا خوش آمد

بر همه شیعیان این خبر مبارک

جلوه رسالت فروغ ولایت

آخر از نبوّت ششم از امامت

کرده یزدان بحق همزمان عنایت

هم به زهرا پدر هم پسر مبارک
مهدی | ۱:۳۹ قبل از ظهر – چهارشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۰
+ |  آرشیو دل نوشته ها

اشعار ولادت امام جعفرصادق(ع)

دو صبح صادق
در هفدهم ربیع جلّ الخالق

هم جشن ولادت رسول مدنی

کز مشفق دین دمد دو صبح صادق

هم عید ولادت امام صادق (ع)

طلوع آفتاب و ماه
امشب که صفا با دل و جان همراه است

هم جشن ولادت امام صادق

هنگام طلوع آفتاب و ماه است

هم عید محمدبن عبدالله است

میلاد امام جعفر صادق (ع)
تا پرتو نور صادق آمد

به به که ز مشرق حقیقت

در هفدهم ربیع الاول

از دامن پاک امّ فروه

اینگوهر باقر العلومی

تا چهر ، به از مهش عیان شد

دریای فضائل و محاسن

بیمار دلان دگر ننالند

در پهنه عالم صداقت

شاگر درش ز کسب دانش

گر یکدل و یک زبان بود یار

از فیض وجود اوست بر خلق

از فیض در محبت دوست

جانی به تن خلایق آمد

خورشید همه مشارق آمد

آن سرور پاک لایق آمد

آن درّ یم حقایق آمد

کانون رجاء واثق آمد

احسن ز میان خالق آمد

عالم به جمالش عاشق آمد

زیرا که طبیب حاذق آمد

الحق که امام صادق آمد

استاد به هر دقایق آمد

حرفش به هدی مطابق آمد

رزق از در حیّ رازق آمد

این شعر ز طبع «ناطق» آمد

در مذهب رسمی تشیع

گیرند ز علم او تمتع

——————————————

چهل حدیث از امام جعفرصادق(ع)


قالَ الاِْمامُ الصّادِقٌ (علیه السلام) :
۱- محاسبه روزانه نفس
«حَقٌّ عَلى کُلِّ مُسْلِم یَعْرِفُنا أَنْ یَعْرِضَ عَمَلَهُ فى کُلِّ یَوْم وَ لَیْلَة عَلى نَفْسِهِ فَیَکُونَ مُحاسِبَ نَفْسِهِ، فَإِنْ رَأى حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنها، وَ إِنْ رَأى سَیِّـئَـةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ یَخْزى یَوْمَ الْقِیمَةِ.»:
بر هر مسلمانى که ما را بشناسد سزاوار است که در هر شبانه روز عملش را بر خود عرضه دارد و خود حسابگر خویش باشد، اگر حسنه دید بر آن بیفزاید، و اگر گناه دید از آن آمرزش خواهد تا این که روز قیامت رسوا نشود.
۲- استقامت
«لَوْ أَنَّ شیعَتَنا اسْتَقامُوا لَصافَحَتْهُمُ الْمَلائِکَةُ وَلاََظَلَّهُمُ الْغَمامُ وَ لاََشْرَقُوا نَهارًا وَ لاََکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَ لَما سَأَلُوا اللّهَ شَیْئًا إِلاّ أَعْطاهُمْ.»:
اگر شیعیان ما استقامت مى ورزیدند، هر آینه فرشتگان با آنها دست مى دادند و ابر بر آنها سایه مىانداخت و در روز مىدرخشیدند و از فراسر و زیر پاى خود روزى مى خوردند و چیزى از خدا نمى خواستند، مگر این که به آنها مى داد.
۳-مفاسدِ نیرنگ و حسادت
«مَنْ غَشَّ أَخاهُ وَ حَقَّرَهُ وَ ناواهُ جَعَلَ اللّهُ النّارَ مَأْواهُ. وَ مَنْ حَسَدَ مُؤْمِنًا إِنْماثَ الاْیمانُ فى قَلْبِهِ کَما یَنْماثُ الْمِلْحُ.»:
هر که با برادرش نیرنگ ورزد و او را کوچک شمارد و با او درافتد، خداوند آتش را جایگاهش گرداند، و هر که بر مؤمنى حسد برد، ایمان در دلش آب شود، چنان که نمک در آب حلّ شود.
۴- پارسایى، کوشش و کمک به مؤمنان
«لاتَذْهَبَنَّ بِکُمُ الْمَذاهِبُ فَوَ اللّهِ لا تُنالُ وِلایَتُنا إِلاّ بِالْوَرَعِ وَ الاِْجْتِهادِ فِى الدُّنْیا وَ مُواساةِ الاِْخْوانِ فِى اللّهِ، وَ لَیْسَ مِنْ شیعَتِنا مَنْ یَظْلِمُ النّاسَ.»:
مسلکها و مذهبها شما را نبرند، به خدا سوگند به ولایت ما نتوان رسید جز با پارسایى و کوشش در دنیا، و یارى دادن برادران براى خدا. و کسى که به مردم ستم کند، شیعه ما نیست.
۵- نتیجه اعتماد به خدا
«مَنْ یَثِقْ بِاللّهِ یَکْفِهِ ما أَهَمَّهُ مِنْ أَمْرِ دُنْیاهُ وَ آخِرَتِهِ وَ یَحْفَظْ لَهُ ما غابَ عَنْهُ، وَ قَدْ عَجَزَ مَنْ لَمْ یُعِدَّ لِکُلِّ بَلاء صَبْرًا وَ لِکُلِّ نِعْمَة شُکْرًا وَ لِکُلِّ عُسْر یُسْرًا.»:
هر که به خدا اعتماد ورزد، خدا مهمِّ دنیا و آخرتش را کفایت کند و هر چه از او غایب است برایش حفظ کند.
درمانده و ناتوان است هر که براى هر بلا صبرى، و براى هر نعمت شکرى، و براى هر دشوارى آسانىاى ندارد.
۶- دستورهاى اخلاق عملى
«صِلْ مَنْ قَطَعَکَ، وَأَعْطِ مَنْ حَرَمَکَ، وَ أَحْسِنْ إِلى مَنْ أَساءَ إِلَیْکَ وَ سَلِّمْ عَلى مَنْ سَبَّکَ. وَ أَنْصِفْ مَنْ خاصَمَکَ، وَ اعْفُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ کَما أَنَّکَ تُحِبُّ أَنْ یُعْفى عَنْکَ، فَاعْتَبِرْ بِعَفْوِ اللّهِ عَنْکَ. أَلا تَرى أَنَّ شَمْسَهُ أَشْرَقَتْ عَلَى الاَْبْرارِ وَ الْفُجّارِ. وَ أَنَّ مَطَرَهُ یَنْزِلُ عَلَى الصّالِحینَ وَ الْخاطِئینَ.»:
با کسى که از تو بریده بپیوند، و به آن که از تو دریغ کرده بخشش کن، و با کسى که به تو بدى کرده نیکى کن. و به کسى که به تو دشنام داده سلام کن. و با کسى که به تو دشمنى ورزیده انصاف ورز. و کسى که تو را ستم ورزیده عفو کن، همچنان که دوست دارى که از تو گذشت شود. به عفو خدا از خودت عبرت گیر، آیا نبینى که آفتابش بر نیکان و بدان هر دو مىتابد و بارانش بر شایستگان و ناشایستگان مى بارد؟!
۷- آهسته!
«وَ اخْفِضِ الصَّوْتَ، إِنَّ رَبَّکَ الَّذى یَعْلَمُ ما تُسِّرُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ، قَدْ عَلِمَ ما تُریدُونَ قَبْلَ أَنْ تَسْأَلُوهُ.»:
صدایت را فرودآر، زیرا خدایى که نهان و آشکار را مى داند سؤال ناکرده مىداند که شما چه مى خواهید.
۸- بهشت و جهنّم، خیر و شرّ واقعى
«أَلْخَیْرُ کُلُّهُ أَمامُکَ، وَ إِنَّ الشَّرَّ کُلَّهُ أَمامُکَ، وَ لَنْ تَرَى الْخَیْرَ وَ الشَّرَّ إِلاّ بَعْدَ الاْخِرَةِ، لاَِنَّ اللّهَ عز و جل جَعَلَ الْخَیْرَ کُلَّهُ فِى الْجَنَّةِ وَ الشَّرَّ کُلَّهُ فِى النّارِ، لاَِنَّهُما الْباقیانِ.»:
تمام خیر در برابر تو و تمام شرّ نیز در برابر توست. و خیر و شرّ را نبینى، مگر بعد از آخرت، زیرا که خداوند عزّوجلّ تمام خیر را در بهشت و تمام شرّ را در دوزخ قرار داده، زیرا که این دواند که باقىاند.
۹- جلوه و چهره اسلام
«أَلاِْسْلامُ عُرْیانٌ فَلِباسُهُ الْحَیاءُ وَ زینَتُهُ الْوَقارُ وَ مُرُوءَتُهُ الْعَمَلُ الصّالِحُ وَ عِمادُهُ الْوَرَعُ وَ لِکُلِّ شَىْء أَساسٌ وَ أَساسُ الاِْسْلامِ حُبُّنا أَهْلَ الْبَیْتِ.»:
اسلام، برهنه است، لباسش حیا و زیورش وقار و جوانمردى اش عمل صالح و ستونش پارسایى مىباشد. و براى هر چیزى پایه اى است و پایه اسلام دوستى، ما اهل بیت است.
۱۰- عمل براى آخرت
«إِعْمَلِ الْیَوْمَ فِى الدُّنْیا بِما تَرْجُوا بِهِ الْفَوْزَ فِى الاْخِرَةِ.»:
امروز در دنیا کارى کن که به وسیله آن امیدِ کامیابى در آخرت را دارى.
۱۱- پاداش یارى دوستان اهل بیت
«لا یَبْقى أَحَدٌ مِمَّنْ أَعانَ مُؤْمِنًا مِنْ أَوْلِیائِنا بِکَلِمَة إِلاّ أَدْخَلَهُ اللّهُ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِساب.»:
در روز قیامت کسى نماند که یک کلمه به مؤمنى از دوستان ما کمک کرده باشد، جز این که خداوند او را بى حساب به بهشت داخل گرداند.
۱۲- پرهیز از ریا و جدال و دشمنى
«إِیّاکَ وَ الْمُراءَ فَإِنَّهُ یُحْبِطُ عَمَلَکَ وَ إِیّاکَ وَ الْجِدالَ فَإِنَّهُ یُوبِقُکَ وَ إِیّاکَ وَ کَثْرَةَ الْخُصُوماتِ فَإِنَّها تُبْعِدُکَ مِنَ اللّهِ.»:
از ریاکارى بپرهیز که عملت را از بین برد و از جدال بپرهیز که هلاکت گرداند. و از خصومت ها و دشمنى ها بپرهیز که تو را از خدا دور کند.
۱۳- پاکیزگىِ روح، ابزار تشخیص مؤمن
«إِذا أَرادَ اللّهُ بِعَبْد خَیْرًا طَیَّبَ رُوحَهُ فَلا یَسْمَعُ مَعْرُوفًا إِلاّ عَرَفَهُ وَ لا مُنْکَرًا إِلاّ أَنـْکَرَهُ، ثُمَّ قَذَفَ اللّهُ فى قَلْبِهِ کَلِمَةً یَجْمَعُ بِها أَمْرَهُ.»:
چون خدا خیر بنده اى را خواهد روحش را پاک گرداند، به طورى که هیچ معروفى به گوشش نرسد، مگر آن که آن را بفهمد و هیچ منکرى را نشنود، جز آن که زشتش داند و سپس کلمه اى به دلش الهام کند که کارش را بدان فراهم آرد.
۱۴- درخواست عافیت از خدا
«فَسْئَلُوا رَبَّکُمُ الْعافِیَةَ وَ عَلَیْکُمْ بِالدَّعَةِ وَ الْوَقارِ وَ السَّکینَةِ وَ الْحَیاءِ.»:
از پروردگارتان عافیت بخواهید و نرمش و وقار و آرامش حیا را حفظ کنید.
۱۵- نفسِ دعا، عمل است
«أَکْثِرُوا مِنَ الدُّعاءِ، فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ مِنْ عِبادِهِ الَّذینَ یَدْعُونَهُ، وَ قَدْ وَعَدَ عِبادَهُ الْمُؤْمِنینَ الاِْسْتِجابَةَ وَ اللّهُ مُصَیِّرٌ دُعاءَ الْمؤْمِنینَ یَوْمَ الْقِیمَةِ لَهُمْ عَمَلاً یَزیدُهُمْ بِهِ فِى الْجَنَّةِ.»:
زیاد دعا کنید، زیرا خداوند بندگان دعا کن خود را دوست دارد و به بندگان مؤمنش وعده اجابت داده است، وخداوند در روز قیامت دعاى مؤمنان را از کردارشان محسوب دارد و ثوابش را با بهشت فزاید.
۱۶- دوستى بینوایان مسلمان
«وَ عَلَیْکُمْ بِحُبِّ الْمَساکینِ الْمُسْلِمینَ، فَإِنَّ مَنْ حَقَّرَهُمْ وَ تَکَبَّرَ عَلَیْهِمْ فَقَدْ زَلَّ عَنْ دینِ اللّهِ وَ اللّهُ لَهُ حاقِرٌ ماقِتٌ وَ قَدْ قالَ أَبُونا رَسُولُ اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) «أَمَرَنى رَبّى بِحُبِّ الْمَساکینِ المُسْلِمینَ مِنْهُمْ»»:
بر شما باد به دوستى مستمندانِ مسلمان، زیرا هر کس آنان را کوچک بدارد و بر آنها تکبّر ورزد، به راستى که از دین خدا لغزیده و خدا کوچک کننده و زبون کننده اوست. و پدر ما رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرموده: «پروردگارم به من دستور داده است که مستمندانِ مسلمان را دوست بدارم.»
۱۷- ریشه کفر
«إِیّاکُمْ أَنْ یَحْسُدَ بَعْضُکُمْ بَعْضًا فَإِنَّ الْکُفْرَ أَصْلُهُ الْحَسَدُ.»:
از حسدورزى به یکدیگر بپرهیزید، زیرا ریشه کفر، حسد است.
۱۸- اعمال محبّت آور
«ثَلاثٌ تُورِثُ الَْمحَبَّةَ: أَلدَّیْنُ وَ التَّواضُعُ وَ الْبَذْلُ.»:
سه چیز است که محبّت آورد: قرض دادن و فروتنى و بخشش.
۱۹- اعمال دشمنى آور
«ثَلاثَةٌ مَکْسَبَةٌ لِلْبَغْضاءِ: أَلنِّفاقُ وَ الظُّلْمُ وَ الْعُجْبُ.»:
سه چیز است که دشمنى مىآورد: دورویى، ستم و خودبینى.
۲۰- نشانه هاى سه کس
«ثَلاثَةٌ لا تُعْرَفُ إِلاّ فى ثَلاثَةِ مَواطِنَ: لا یُعْرَفُ الْحَلیمُ إِلاّ عِنْدَ الْغَضَبِ وَ لاَ الشُّجاعُ إِلاّ عِنْدَ الْحَرْبِ، وَ لا أَخٌ إِلاّ عِنْدَ الْحاجَةِ.»:
سه کساند که شناخته نشوند جز در سه جا:بردبار شناخته نشود جز به هنگام خشم، و شجاع شناخته نشود جز به وقت نبرد، و برادر و دوست شناخته نشود جز به وقت نیاز.
۲۱- نشانه هاى نفاق
«ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ إِنْ صامَ وَ صَلّى: مَنْ إِذا حَدَّثَ کَذَبَ، وَ إِذا وَعَدَ أَخْلَفَ. وَ إِذَا ائْتُمِنَ خانَ.»:
سه چیز است در هر که باشد منافق است، اگر چه روزه بدارد و نماز بخواند: آن که چون سخن گوید دروغ گوید، و چون وعده کند خلاف ورزد و چون امینش دانند خیانت نماید.
۲۲- به سه کس اعتماد نکن!
«لا تُشاوِرْ أَحْمَقَ، وَ لا تَسْتَعِنْ بِکَذّاب وَ لا تَثِقْ بِمَوَدَّةِ مُلُوک.»:
با احمق مشورت نکن، و از دروغگو یارى مجو، و به دوستى زمامداران اعتماد مکن.
۲۳- نشانه هاى سرورى و بزرگى
«ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ کانَ سَیِّدًا: کَظْمُ الْغَیْظِ وَ الْعَفْوُ عَنِ الْمُسیىءِ وَالصِّلَةُ بِالنَّفْسِ وَ الْمالِ.»:
سه چیز است که در هر که باشد آقا و سرور است: خشم فرو خوردن، گذشت از بدکردار، کمک و صله رحم با جان و مال.
۲۴- نشانه هاى بلاغت
«ثَلاثَةٌ فیهِنَّ الْبَلاغَةُ: أَلتَّقَرُّبُ مِنْ مَعْنَى الْبُغْیَةِ، وَ التَّبَعُّدُ مِنْ حَشْوِ الْکَلامِ، وَ الدَّلالَةُ بِالْقَلیلِ عَلَى الْکَثیرِ.»:
سه چیز است که در آن بلاغت و شیوایى است: معنى مقصود را رساندن، و از سخن بیهوده دورى جستن، و بالفظ کم، معنى بسیار را رساندن.
۲۵- نجات در سه چیز است
«أَلنَّجاةُ فى ثَلاث: تُمْسِکُ عَلَیْکَ لِسانَکَ، وَ یَسَعُکَ بَیْتُکَ وَ تَنْدَمُ عَلى خَطیئَتِکَ.»:
نجات در سه چیز است. زبانت را نگهدارى و در خانه ات بمانى! و بر خطایت پشیمان شوى.
۲۶- انس و صفا در سه چیز است
«أَلاُْنْسُ فى ثَلاث: فِى الزَّوْجَةِ الْمُوافِقَةِ وَ الْوَلَدِ الْبارِّ وَ الصَّدیقِ الْمُصافى.»:
انس در سه چیز است: زن موافق و فرزند نیکوکار و دوست خالص و با صفا.
۲۷- نشانه هاى کرم و بزرگوارى
«ثَلاثَةٌ تَدُلُّ عَلى کَرَمِ الْمَرْءِ: حُسْنُ الْخُلْقِ، وَ کَظْمُ الْغَیْظِ وَ غَضُّ الطَّرْفِ.»:
سه چیز است که دلیل بزرگوارى شخص است : خوشخویى، فروبردن خشم، و فروهشتن چشم.
۲۸- سه چیز، تباهى مىآورند
«ثَلاثَةٌ تُکَدِّرُ الْعَیْشَ: السُّلْطانُ الْجائِرُ، وَ الْجارُ السَّوْءُ وَ الْمَرْأَةُ الْبَذِیَّةُ.»:
سه کس زندگى را تیره کنند: زمامدار ستمگر، و همسایه بد، و زنِ بى شرم و بدزبان.
۲۹- حقّ و ناحقّ
«مَنْ طَلَبَ ثَلاثَةً بِغَیْرِ حَقّ حُرِمَ ثَلاثَةً بِحَقٍّ: مَنْ طَلَبَ الدُّنْیا بِغَیْرِ حَقٍّ حُرِمَ الاْخِرَةَ بِحَقٍّ، وَ مَنْ طَلَبَ الرِّیاسَةَ بِغَیْرِ حَقٍّ حُرِمَ الطّاعَةَ لَهُ بِحَقٍّ وَ مَنْ طَلَبَ الْمالَ بِغَیْرِ حَقٍّ حُرِمَ بَقاءَهُ لَهُ بِحَقٍّ.»:
هر که سه چیز را به ناحقّ خواهد از سه چیز به حقّ محروم گردد:۱ـ هر که دنیا را به ناحقّ خواهد از آخرتِ به حقّ محروم گردد،۲ـ هر که به نا حقّ ریاست طلبد از طاعتِ به حقّ محروم گردد،۳ـ هر که به ناحقّ مالى را طلبد از ماندگارى به حقّ آن محروم گردد.
۳۰- پرهیز از سه چیز
«إِنْ یَسْلَمِ النّاسُ مِنْ ثَلاثَةِ أَشْیاءَ کانَتْ سَلامَةً شامِلَةً: لِسانِ السَّوْءِ وَ یَدِ السَّوْءِ وَ فِعْلِ السَّوْءِ.»:
اگر مردم از سه چیز در سلامت باشند، سلامت کامل خواهند داشت: زبان بد و دست بد و کاربد.
۳۱- کمال احسان به سه چیز
«لا یَتِمُّ الْمَعْرُوفُ إِلاّ بِثَلاثِ خِصال: تَعْجیلُهُ وَ تَقْلیلُ کَثیرِهِ وَ تَرْکُ الاِْمْتِنانِ بِهِ.»:
احسان و نیکى کامل نباشد، مگر با سه خصلت: شتاب در آن، کم شمردن بسیار آن، و منّت ننهادن بر آن.
۳۲- ایمان سودمند
«مَنْ لَمْ تَکُنْ فیهِ ثَلاثُ خِصال لَمْ یَنْفَعْهُ الاِْیمانُ: حِلْمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهْلَ الْجاهِلِ، وَ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ طَلَبِ الَْمحارِمِ وَ خُلْقٌ یُدارى بِهِ النّاسَ.»:
هر که سه خصلت در او نباشد، ایمان به او سودى نرساند:۱ـ حلمى که با آن، نادانىِ نادان را برطرف کند،۲ـ پارسایىاى که از طلبِ حرام بازش دارد،۳ـ و اخلاقى که به وسیله آن با مردم مدارا کند.
۳۳- درباره دانش
«أُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ تَزَیَّنُوا مَعَهُ بِالْحِلْمِ وَ الْوَقارِ وَ تَواضَعُوا لِمَنْ تُعَلِّمُونَهُ الْعِلْمَ وَ تَواضَعُوا لِمَنْ طَلَبْتُمْ مِنْهُ الْعِلْمَ، وَ لا تَکُونُوا عُلَماءَ جَبّارینَ فَیَذْهَبَ باطِلُکُمْ بِحَقِّکُمْ.»:
دانش بیاموزید و با آن خود را به بردبارى و سنگینى بیارایید و با دانش آموزان خود فروتن باشید، و در برابر استاد خویش تواضع کنید، و از عالمان متکبّر و مستبدّ نباشید، که رفتار ناحقّتان حقّ شما را از بین بَرَد.
۳۴- اعتماد بر حسب شناخت
«إِذا کانَ الزَّمانُ زَمانَ جَوْر وَ أَهْلُهُ أَهْلَ غَدْر فَالطُّمَأْنینَةُ إِلى کُلِّ أَحَد عَجْزٌ.»:
هر گاه زمان، زمانِ جور و ستم باشد و اهل زمانه اهل غدر و نیرنگ، اعتماد و دلبستگى به هر کسى عجز و درماندگى است.
۳۵- نتیجه تمایل به دنیا و اعراض از آن
«أَلرَّغْبَةُ فِى الدُّنْیا تُورِثُ الْغَمَّ وَ الْحُزْنَ وَ الزُّهُدُ فِى الدُّنْیا راحَةُ الْقَلْبِ وَ الْبَدَنِ.»:
رغبت و تمایل به دنیا مایه غم و اندوه، و زهد و بى میلى به دنیا سبب راحتى قلب و بدن است.
۳۶- صفات آمر به معروف و ناهى از منکر
« إِنَّما یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهى عَنِ المُنْکَرِ مَنْ کانَتْ فیهِ ثَلاثُ خِصال:۱ـ عالِمٌ بِما یَأْمُرُ، عالِمٌ بِما یَنْهى.۲ـ عادِلٌ فیما یَأْمُرُ، عادِلٌ فیما یَنْهى.۳ـ رفیقٌ بِما یَأْمُرُ، رَفیقٌ بِما یَنْهى. کسى امر به معروف و نهى از منکر مى کند که در او سه ویژگى باشد:۱ـ به آنچه امر کند دانا باشد و بدانچه نیز نهى کند دانا باشد،۲ـ در آنچه امر کند عادل باشد و در آنچه نیز نهى کند عادل باشد،۳ـ به آنچه امر کند با نرمش امر کند و بدانچه نیز نهى کند با نرمش نهى کند.
۳۷- زمامدار ستمگر
«مَنْ تَعَرَّضَ لِسُلْطان جائِر فَأَصابَتْهُ مِنْهُ بَلِیَّةٌ لَمْ یُوجَرْ عَلَیْها وَ لَمْ یُرْزَقِ الصَّبْرَ عَلَیْها.»:
هر که از زمامدار ستمگر، طالب فضل و احسانى شود، از او بلایى بیند که، بر آن پاداش نیابد و صبر بر آن، روزى او نشود.
۳۸- بهترین هدیه
«أَحَبُّ إِخْوانى إِلَىَّ مَنْ أَهْدى إِلَىَّ عُیُوبى.»:
محبوبترین برادرانم نزد من، کسى است که عیبهایم را به من اهدا کند.
۳۹- برترى جوى گمراه
«مَنْ دَعَا النّاسَ إِلى نَفْسِهِ وَ فیهِمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ فَهُوَ مُبْتَدِعٌ ضالٌّ.»:
هر که با وجود داناتر از خود، مردم را به اطاعت از خود دعوت کند بدعت گزار و گمراه است.
۴۰- صله رحم و آثار آن
«إِنَّ صِلَةَ الرَّحِمِ وَ الْبِرَّ لَیُهَوِّنانِ الْحِسابَ وَ یَعْصِمانِ مِنَ الذُّنُوبِ فَصِلُوا إِخْوانَکُمْ وَبِرُّوا إِخْوانَکُمْ وَ لَوْ بِحُسْنِ السَّلامِ وَ رَدِّ الْجَوابِ.»:
به راستى که صله رحم و نیکوکارى، حساب را آسان کند و از گناهان جلوگیرى نماید، پس با برادران خود صله رحم و نیکى کنید، گرچه به نیکو سلام دادن و جواب سلام باشد.

 

برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

مطالب جدید سایت

فروشگاه

جاکلیدی شوکر

قیمت: 10,500 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

عینک اصل Ray.Ban

قیمت: 23,000 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

ساعت Romance

قیمت: 15,000 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

ساعت لمسی تاچ اسکرین

قیمت: 31,000 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه




فروشگاه

ساعت ck اصل

قیمت: 16,500 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

ساعت CHANEL J12

قیمت: 21,500 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

شامپو رفع سفیدی مو

قیمت: 6,500 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

لیزر پوینتر سبز

قیمت: 39,500 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه