فروشگاه

10 فيلم برتر اسكار سال 2013

قیمت: 7,500 تومان تعداد: 2 dvd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

نرم افزار مشاهده شبكه هاي دنيا

قیمت: 5,500 تومان تعداد: 1 cd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

آموزش رفتارهاي زناشويي

قیمت: 5,500 تومان تعداد: 1 dvd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

30 مستند جنجالي ايران

قیمت: 15,500 تومان تعداد: 5dvd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

مستند حمله حیوان به انسان

قیمت: 4,500 تومان تعداد: 1 cd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

بره ناقلا

قیمت: 3,800 تومان تعداد: 1 dvd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

فيلمهاي خنده دار

قیمت: 13,000 تومان تعداد: 6 dvd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

از زيرزمين تا بام طهران

قیمت: 5,900 تومان تعداد: 1 dvd

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

بازیگری و حرف های پولاد کیمیایی؛ از آغاز تا امروز

بازیگری و حرف های پولاد کیمیایی؛ از آغاز تا امروز

سینمای ما- سودابه شایگان : پولاد کیمیایی فرزند مسعود کیمیایی (فیلمساز) و گیتی پاشایی (خواننده و آهنگساز فیلم)، در ۲۳ تیر سال ۱۳۵۹ در تهران به دنیا آمد و از کودکی پا به دنیای سینمای گذاشت. اولین بار در سال ۱۳۶۷ در فیلم سرب به کارگردانی پدرش نقش کودکی را بازی کرد که همراه با چند کودک دیگر جلوی در سینما نشسته بودند و یکی از آنها داشت برای بقیه داستان فیلمی را که دیده بود تعریف میکرد. آنها که پول نداشتند تا به سینما بروند داستان فیلم را می شنیدند… پولاد پس از این فیلم به آلمان رفت و با مادرش در آلمان ماند و در همان سنین کودکی از مادرش نواختن پیانو را آموخت.

در سال ۱۳۷۳ در فیلم تجارت که در آلمان ساخته شد نقش نوجوانی ایرانی را که در غربت و تنهایی بزرگ شده بود بازی کرد . فیلم تجارت موفقیت خوبی در گیشه بدست ‌آورد و از موفق ترین فیلم های اکران سال ۷۵ بود. در آن سال ها مادر پولاد گیتی پاشایی به بیماری سرطان مبتلا شد و در اردیبهشت ماه ۱۳۷۴ در گذشت. پس از آن پولاد به ایران بازگشت و در فیلم سلطان نقش عادل را بازی کرد. سلطان برای او الگویی است و همراه اوست. این فیلم با نیم نگاهی به داستان رضا موتوری و دستمایه قراردادن نکوهش ثروت اندوزان یک شبه، روانه سینماها شد و با استقبال خوبی هم مواجه شد.

بعد از آن پولاد کیمیایی در فیلم فریاد نقش رزمنده ای را بازی کرد که همه ی زندگی و خانواده اش را از دست داده است. این فیلم بخاطر اکران نامناسب آن، موفقیت تجاری در خوری بدست نیاورد و در جای خود، نسبت به دیگر آثار کیمیایی، واکنش چندانی برنینگیخت و مورد توجه قرار نگرفت.

پولاد در سال ۱۳۷۸ در فیلم اعتراض در اجرای شخصیت یوسف نقشی تاثیر گذار دارد و به خوبی آن را بازی می کند . این فیلم در زمان اکران با استقبال خوبی روبرو شد. پولاد بعد از این فیلم همراه پدرش به کاندا رفت. بعد از آن به کوبا رفت و در این سفر خارجی در رشته ی دیجیتال مدیا تحصیل کرد او اوایل دهه ی ۸۰ به ایران بازگشت.

در سال۸۲ پولاد در فیلم سربازهای جمعه به کارگردانی مسعود کیمیایی نقش سعید را که یک سرباز نا امید از وطن بود و میخواست هرطور شده از کشور خارج شود بازی کرد. نمایش سربازهای جمعه در بیست و سومین جشنواره فیلم فجر با استقبال تماشاگران روبه رو شد، اما در ادامه راه حاصل فیلم هواداران سینمای کیمیایی را راضی نکرد و گیشه چندان موفقی نداشت.

پولاد در همان سال در فیلم شمعی در باد (پوران درخشنده) نقش فربد را بازی کرد اما بخش زیادی از بازی های او و حسام نواب صفوی از فیلم حذف شد و نقش پولاد در فیلم به چند سکانس محدود ماند و دیده نشد.

سال ۸۳ مسعود کیمیایی برای نقش محسن سرچشمه ای به دنبال بازیگر بود و ابتدا این نقش را قرار بود بهرام رادان بازی کند تا اینکه به انتخاب خود بهرام رادان نقش پولاد و رادان جابجا شد و محسن چشمه سری به پولاد رسید. حکم در گیشه هم با فروش مناسبی رو به رو شد و در فضای مطبوعات هم کم توجهی به آثار اخیر کیمیایی را جبران کرد.

پولاد کیمیایی بعد از حکم در فیلم صحنه جرم ورود ممنوع (ابراهیم شیبانی) نقش سروان رضایی را در کنار حمید فرخ نژاد بازی کرد. نقشی که تا حدودی مایه های طنز داشت اما این فیلم که در سال ۸۴ فیلمبرداری شد در سال ۸۶ اکران شد و در گیشه با شکست مواجه شد.

مرداد ماه ۸۵ پولاد باز هم نقش قهرمان فیلم پدرش را بازی کرد. او در فیلم رییس (در نقش سیامک) گریمی متفاوت داشت و با موهای بافته شده و در قالب فردی زخم خورده که از دست عده ای در حال فرار است جلوی دوربین رفت اما رییس به علت دور بودن فیلم کیمیایی از فضای سینمای آن روزها چندان مورد توجه قرار نگرفت.

پولاد کیمیایی در سال ۱۳۸۶ در سریال تلویزیونی خونمردگی نقش رسول را بازی کرد. رسول بوکسوری بود که وقتی از یک مسابقه به ایران بر گشت برادرش به طرزی مشکوک کشته شد اما این سریال که قرار بود ماه محرم همان سال روی آنتن برود اما نهایتا دی ماه ۱۳۸۹ روی آنتن رفت . به همین دلیل است که اولین حضور او در تلویزیون مربوط به سریال مرگ تدریجی یک رویا به کارگردانی فریدون جیرانی است که در سال ۱۳۸۷ از تلویزون پخش شد. پولاد در این سریال نقش آراس مشرقی را بازی کرد کسی که با وجود اینکه مدت ها از ایران دور بوده هنوز رفتارش ایرانی است و با تمام وجود به هموطنانش کمک می کند. نقش پولاد در این سریال ابتدا قرار بود کوتاه و به صورت بازیگر مهمان باشد اما بعدا این گسترش پیدا کرد و به پیشنهاد خود پولاد گریم جدیدی برای او در نظر گرفته شد. این سریال در زمان پخش با استقبال بینندگان تلویزیون روبرو شد.

پولاد در سال ۸۷ در سه فیلم بازی کرد… اولی به هدف شلیک کن که هنوز اکران نشده است. فیلم زندگی با چشمان بسته (رسول صدر عاملی) هم که قرار بود در جشنواره ی ۲۸ فجر اکران شود سال گذشته هم به جشنواره فجر راه نیافت و به نظر می رسید که دیگر اکران نخواهد شد، اما چندی پیش این فیلم هم پروانه نمایش گرفت و عید فطر اکران خواهد شد.

و اما فیلم دیگری که پولاد اواخر سال ۸۷ بازی کرد فیلم محاکمه در خیابان (مسعود کیمیایی) بود او در این فیلم نقش دامادی (امیر) را بازی می کرد که در شب عروسی اش به دنبال برطرف کردن شکش به عروس می رود… محاکمه در خیابان ۱۸ آبان ۸۸ اکران شد و جزو پرفروش های ۸۸ شد. این اولین فیلم تاریخ سینمای ایران بود که مراسم فرش قرمز برای آن برگزار شد .

پولاد کیمیایی همچنین در تله فیلم همان روز به کارگردانی علیرضا امینی حضور داشت که این فیلم اسفند ماه ۱۳۸۸ روی آنتن رفت

خرداد ماه ۸۹ پولاد در نقش رضا سرچشمه ی جرم(مسعود کیمیایی) بار دیگر قهرمان فیلم پدرش شد. این بار پولاد هم توانست منتقدانش را راضی کند و هم کاندیدای سیمرغ بلورین بازیگری شد و نقشی بسیار به یادماندنی را ایفا کرد. نقش مجرمی که طی فیلم از نادانی به سوی تفکر می رود و نهایتا با مرگ از جرمش پاکیزه می شود .

فیلم جرم بعد از فیلمبرداری برای هرچه بیشتر تداعی کردن سالهایی که فیلم در آن میگذرد دوبله شد و صدای منوچهر اسماعیلی روی چهره ی پولاد آمد جرم به بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر راه یافت و جایزه ی بهترین فیلم را از آن خود کرد.

پولاد کیمیایی بعد از جرم در فیلم اینجا تاریک نیست(محمد رضا خاکی ) بازی کرد که این فیلم هم هنوز اکران نشده، اما در جشنواره فجر سال گذشته در بخش نوعی نگاه حضور داشت

پولاد کیمیایی حالا در ۳۱ سالگی تصمیم گرفته به سراغ کارگردانی برود. او همچنین قرار است در یک پروژه سریال طولانی در تلویزیون حضور داشته باشد.


بخش هایی از مصاحبه های پولاد کیمیایی

+ سینما جزوی از مسائل خانوادگی من بود ، در واقع مهترین عامل بود و مهترین چیزی بود که کلا موضوع خانوادگی من را به خودش اختصاص می دادو تحت تاثیر مستقیم سینما بود

+ بعنوان مثال من از بچگی چون در یک خانواده فرهنگی بزرگ شدم، اگر دوستی پیدا کردم، اگر همبازی پیدا کردم سر صحنه بوده، اگر اولین بار چیزی را خواندم فیلمنامه پدر بوده، اگر تفریح کردیم ، در سینما فیلم دیدیم، یا مهمانی داشتیم مهمان سینمایی بود .در نتیجه سینما کلا زندگی من را هدایت می کرد ، یک جوری به هرجهت تمام موضوعات خانوادگی من بستگی داشت به سینما، حتی سفر رفتن من به خارج از کشور، باز توسط سینما انجام شد بازگشت من هم همینطور

+ اگر شما در غربت زندگی کرده باشید شش ، هفت سال یک کمبودهایی آدم احساس می کند که آنها خیلی آدم را آزار می دهد و شما آنجایی خوش هستی که دلت خوش است، وقتی شما در ایران دوستانت، خانواده ات و محیط گرمی داری ترجیحا دوست داری در آن محیط زندگی کنی،

+ انجا زندگی شکل دیگری دارد و همه ایرانی ها یک چمدانش را هنوز باز نکردند و بسته است و آماده برای اینکه برگردند

+ بدترین خاصیت ما ایرانی ها چیست؟ *حافظه تاریخی ما ضعیف است. ما خیلی زود یادمان می رود، خیلی زود گذشته مان را ،اشتباهاتمان را، حتی خوبی هایمان را و درس عبرت نمی گیریم یادمان می رود

+ من یک رستوران باز حرفه یی هستم و معمولاً همیشه میان انتخاب هایم به دنبال یک جای امن، آرام و گرم می گردم؛ جایی که مرا به یاد آشپزخانه خانه مان بیندازد. مکانی برای ارتباط و عمق دادن به رفاقت ها و صمیمیت ها. جایی برای صحبت کردن. بهترین مکان برای ارتباط چشم در چشم یا رودررو. هر آدمی در زندگی اش به خلوت و سکوت احتیاج دارد و نبود آن یک خلأ محسوب می شود. رستوران نرفتن در زندگی من یک خلأ ایجاد می کند؛ یک خلاء بزرگ، از نبودن با دیگران. کنار مردم بودن لذت بخش است و شناخته شدن از سوی آنان لطف است، نه مزاحمت. برخورد خوب مردم با من و امثال من در رستوران یا هر مکان دیگر خود سراسر انرژی و آرامش است؛ آرامشی متقابل که به همنوع خویش منتقل می کنیم.

+ واقعیت این است که پدرم یک اعتقاد عجیب و غریبی به من و بازی ام دارد. و یک جوری روی من حساب می‌کند که می‌گوید تو باید جایگاهت را توی سینما پیدا کنی، جایگاه بزرگی که باید پیدایش کنی.

+ اگر تا آخر عمرم هم در هیچ فیلم دیگری کار نکنم و فقط در سینمای «کیمیایی» کار کنم برایم کافی است. من سهم‌ام را گرفته‌ام از آن چیزی که باید بگیرم و عاشقانه خودش و سینمایش را دوست دارم و افتخار می‌کنم به اینکه یک پدر سینماگر مولف دارم. یک سینماگری که چهره‌اش از هر ستاره سینمایی معروف‌تر است. یعنی اصلا کارگردانی را نداریم که مردم اینقدر او را با چهره و اسم بشناسند و وقتی در خیابان او را می‌بینند مشتاقانه بخواهند با او حرف بزنند با عکس و امضا بگیرند. این کاریزمای وجود کیمیایی است.

+ خوشبختانه مادر من اینقدر کارهای هنری فراوان انجام داده است که باعث می‌شود دلم برایش تنگ نشود. البته از آن جهت که دیگر کنارم نیست دلم برایش تنگ می‌شود. ولی حضورش را همواره در لحظه لحظه زندگی‌ام حس می‌کنم. برای اینکه هم درکارهای موسیقی‌اش در هر زمینه‌ای همیشه وجود دارد. وقتی عزیزی را از دست می‌دهی تا یکی، دو سال اول همه چیز به دلیل اینکه فیزیک آن آدم نیست و نگاه تو عادت کرده به بودن و فضای آن آدم و دوست داشتنی است برایت و هنوز هم نمی‌توانی بپذیری که جسمش در کنار تو نیست. به هر حال سخت است ولی بعد از اینکه چند سال می‌گذرد مثل الان من که ۱۰ سال گذشته، اصلا احساس نمی‌کنی که نیست.

+ در کلیپ مراسم فرش قرمز فیلم «محاکمه در خیابان» در صحنه‌ای تصویری را دیدم که پدر و مادرم داشتند راجع به یک نوع موسیقی حرف می‌زدند. در مورد اینکه مادرم موسیقی فیلم پدرم را ساخته بود و داشتند راجع به این موسیقی باهم حرف می‌زدند . این فیلم را در بخشی از آن مراسم نمایش دادند و من آن موقع اصلا احساس نکردم که مادرم بین ما نیست. به نظرم ارتباط‌ها وقتی معنوی می‌شود دیگر احساس می‌کنی که حضور آن آدم با بودن یا نبودنش تعریف نمی‌شود؛ بلکه با آن عشق تعریف می‌شود. آن عشقی که تو به او داده‌ای و عشقی که او به تو داده است. وقتی این عشق وجود آن آدم همیشه هست همیشه در تصمیم‌گیری‌هایت وجود دارد و همیشه حسش می‌کنی.

+ با اینکه الان محل زندگی‌ من و پدرم از هم جداست ولی در دفتر و کار با هم هستیم. وقتی می‌رویم خانه با هم هستیم با هم فیلم می‌بینیم و جز هم کسی را نداریم. یعنی ما ۲ نفریم که با همدیگر رفاقت داریم. خیلی بیشتر از اینکه پدر و پسر باشیم و در کار سینما هم هر کداممان از دیدگاه خودمان درباره سینما صحبت می‌کنیم. با هم بیلیارد بازی می‌کنیم البته من همیشه می‌برمش… ولی نه اجازه می‌دهم ببرد (می‌خندد) جدای از شوخی خیلی خوب بازی می‌کند به شرطی که اعصابش سرجایش باشد.

برچسب ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

مطالب جدید سایت

فروشگاه

جاکلیدی شوکر

قیمت: 10,500 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

عینک اصل Ray.Ban

قیمت: 23,000 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

ساعت Romance

قیمت: 15,000 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

ساعت لمسی تاچ اسکرین

قیمت: 31,000 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه




فروشگاه

ساعت ck اصل

قیمت: 16,500 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

ساعت CHANEL J12

قیمت: 21,500 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

شامپو رفع سفیدی مو

قیمت: 6,500 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه

فروشگاه

لیزر پوینتر سبز

قیمت: 39,500 تومان تعداد: 1 عدد

برای مشاهده توضیحات بیشترکلیک کنید

فروشگاه