خسته شدم از بس به ادم هایی که میخواستن جاتو تو قلبم بگیرن گفتم : ببخشید ! اینجا جای دوستمه الان میادش ، الان
■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ shadaneh.Com ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■
نذر کـــردم سفره ای پهــن کـنم از حـــرف های نگفتــه ی دلم ، اگــــر برگــردی !
از امروز شعر من مخاطب ندارد، مخاطب شعرهایم به سادگی یک لبخند رهایم کرد…!
میدونی سخت ترین لحظه ی زندگی چیه ؟
وقتی بفهمی واسه کسی که تموم زندگیته
فقط یک تجربه ای…
دیوانه نمی گوید دوستت دارم
دیوانه می رود تمام دوست داشتن را
به هر جان کندنی
جمع می کند از هر دری
می زند زیر بغل
می ریزد پای کسی که
قرار نیست بفهمد دوستش دارد…
وای از نیمه شبی که بیدار شوم، تو را بخواهم
و خودم را در آغوش دیگری بیابم…
وای…وای…وای…
دل تو اولین روز بهار
دل من آخرین جمعه سال
و چه دوراند و… چه نزدیک به هم…
قول و قرارهایمان جایش امن است
زیر پاهای تو!
خزان بنشست و گل با بادها رفت
چه آسان میشود از یادها رفت
حالا که خوب نگاه می کنم
می بینم ما به دست هم پیر می شویم
نه به پای هم…
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی
چه نیازی
چه غمی است
یا نگاه تو ،که پر از عصمت راز
بر من افتد چه عذاب و ستمی است
دردم این نیست
ولی…
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم…
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم
تمام شد
بالاخره فهمیدم
گرمای دلم از کجاست
پشتش به تو گرم است…

















